*** خورشید هدایت ***
جذابیت های پیامبر اسلام برای یک غربی. . . !
اصلاح نگاه غربيان درباره پيامبر اعظم(ص)

نام كتاب: زندگينامه محمد پيامبر(ص)
نويسنده: خانم كران آرمسترانگ
مترجم: كيانوش حشمتي
درباره مؤلف كتاب
پيش از آنكه بخواهيم كتاب حاضر را معرفي كنيم، ابتدا گزارش مختصري از زندگي نويسنده فرزانه آن ارائه كنيم. پيشتر بايد يادآور شويم كه كتاب حاضر پرفروشترين كتاب سال آمريكا پس از حادثه 11سپتامبر بوده و بارها به چاپ رسيده است.
بانو كران آرمسترانگ1 از برجستهترين تفسيرگران دين در جهان انگليسيزبان است. او هفت سال راهبه كليساي كاتوليك بود. پس از ترك راهبگي، در سال 1969 در دانشگاههاي آكسفورد و لندن در زمينه ادبيات كلاسيك مدرن تحصيل كرد. سپس چندين برنامه تلويزيوني دربارهپولس رسول و تاريخ كليسا تهيه نمود. (خداشناسي از ابراهيم تاكنون، كرن آمسترانگ، ص8 مقدمه مترجم.)
آرمسترانگ درباره اديان و مباني مطالعات بسيار كرده است تا اديان ابراهيمي را بهتر از گذشته بشناسد و به گوهر مشترك آنها دست يابد و اين اديان را به جهانيان نيز بشناساند. آرمسترانگ بر آن بوده تا بنياد مشترك دينهاي سامي را بيابد و از اين رهگذر ميان آنها پلي بزند. اين بنياد مشترك، از ديد او «پيام مهر و محبت» اين اديان است. او بهويژه بر پيام عدالتخواهانه اسلام تأكيد دارد كه در غوغاي جنگ و ستيزها و بنيادگراييهاي غربي و شرقي از چشمها پنهان مانده است. از همين رو است كه مركز اسلامي جنوب كاليفرنيا كوششهاي او را در شناساندن چهره مردمي و برابريطلبانه اسلام ستوده است. (همان، ص89).
آثار كرن آمسترانگ:
كتابهايي كه تاكنون از او به چاپ رسيده است بهشرح ذيل ميباشد:
«زبانههاي آتش»، «جنگي از نوشتههاي ديني و شاعران»، «از در تنگ با آغاز جهان»، «انجيل بهروايت زن»، «جنگ مقدس»، «صليبيان و تأثيرشان در جهان امروز»، «عارفان انگليسي سده چهاردهم»، «زندگينامه محمد پيامبر(ص)»، «خداشناسي از ابراهيم تاكنون (كه تاكنون به شانزده زبان ترجمه شده است)» و «نبرد در راه خدا.»
موضوع كتاب
موضوع اين كتاب زندگينامه پيامبر اسلام صليالله عليه و آله است. هدف نويسده از نوشتن كتاب حاضر، شناساندن سيماي واقعي حضرت محمد(ص) و بيان حقايق مربوط به آن حضرت براي مغربزمينيان است. نويسنده در مقدمه به داستان سلمان رشدي اشاره كرده كه پيامبر اسلام در آن داستان بهصورت فردي مرتد و ضددين معرفي شده و لذا آن كتاب باعث خشم مسلمانان شده است. و نيز در آن مقدمه به حادثه 11سپتامبر اشاره رفته است مبني بر اين كه آن حادثه دستاويزي بر تعصبيجلوهدادن اسلام بود و بهانهاي براي برانگيختن اينكه اسلام دين ترور، قتل و وحشت است. از نظر آنان، اسلام ذاتاً ديني مداراناپذير و متعصب بوده و حساسيت مسلمانان در مورد سيماي پيامبرشان در كتاب سلمان رشدي نيز امري بيمورد و غيرمنطقي است. اين در حالي است كه آرمسترانگ در صدد بيان حقايقي است كه در پس اين اتهامات قرار دارد.
اين كتاب داراي دو مقدمه، يكي مربوط به نويسنده و ديگري مربوط به مترجم است. و نيز داراي ده فصل بوده كه بهشرح ذيل ميباشد:
فصل اول: محمد(ص)، دشمن
نويسنده در فصل اول به تعصبات قرون وسطي و تفكرات دوران صليبي و افسانههاي توهينآميز درباره محمد(ص) و اسلام اشاره كرده كه حضرت محمد(ص) را بهعنوان فردي ضدفرهنگ ديني و دشمن تمدن معرفي ميكند و همين روش تحقيرآميز اروپائيان نقش مهمي در بيگانه ساختن جهان اسلام از غرب بهجاي گذاشت.
فصل دوم: محمد(ص)، انسان الهي
نويسنده در فصل دوم پيامبر اسلام را بزرگترين نابغه طول تاريخ بشريت دانسته و از وي بهعنوان يكي از پيچيدهترين انسانهاي مخلوق خداوند ياد ميكند. حسن ختام فصل دوم به يكي از نكات برجسته هدف حضرت محمد(ص) كه همان جداسازي دين خود از ساير اديان است اشاره ميكند و از دستاورد عظيم حضرت در دوران بتپرستي و جاهليت و در جامعهاي كه فقط خشونت و شهوت و قدرتپرستي حكمفرما بود، ياد ميكند.
فصل سوم: جاهليت
همانطور كه از عنوان فصل پيداست، اين فصل به دوران جاهليت و اعتقادات اعراب جاهلي اشاره كرده كه جايگاهي براي مسائل ديني قائل نبودند. و نيز در نظام قبيلهاي عربها، افراد هيچ جايگاهي براي خود نداشته و جنگ خوني و قبيلهاي (انتقامگيري) و وحشيگري از خصوصيات بارز آنان بوده است. همانطور كه هر قبيلهاي كشته شدن فردي از قبيله خود را تنها با كشتن فردي از قبيله مقابل جبران ميكرد.2 در بخش آخر فصل به اوضاع ديني قبايل عرب جاهلي اشاره شده كه دينشان شرك و بتپرستي و اعتقاد به جن و تعدد خدايان و... بود. علاوه بر آن گروهي از عربها بدون پيوستن به يهود و مسيحيت پيرو دين حضرت ابراهيم (حنيفيه) بودند.3
فصل چهارم: وحي
فصل چهارم به موضوع وحي پرداخته و ضمن اشاره به وقايع دوران زندگي پيامبر اسلام (قبل از بعثت) و زمان بعث از «تحنث» به عنوان يك قدرت ماوراء طبيعت و مافوق تفكر و تصور بشر ياد ميكند؛ تا جاييكه حضرت محمد(ص) ميگويد: «من هيچگاه پيام وحي را دريافت نكرم مگر آنكه تصور ميكردم بخشي از روحم از من جدا ميشد.»
فصل پنجم: بشارتدهنده
مؤلف فصل پنجم را با عنوان «بشارتدهنده» آغاز كرده است و به ارسال 124000 پيامبر از جانب خدا اشاره كرده است. مؤلف هدف از رسالت محمد(ص) را فقط يك بشارتدهنده (نذير) ذكر كرده، بلكه قرآن خلاف ادعاي مؤلف را ثابت ميكند و پيامبر اسلام را منجي انسانها و نجاتدهنده از ظلمتها و تاريكيها معرفي نموده و وي را مبعوثشده براي تمامي جهانيان معرفي ميكند. در جايي ديگر آمده است: وقتي محمد(ص) مأموريت خود را آغاز نمود، فردپرستي شديدي بر اخلاقيات اجتماعي مردم سايه انداخته بود. قرآن تمثيل زيبايي از اين تفكر را در رابطه با روز قيامت نمايان ميسازد و دليل پيروزي پيامبر اسلام (ص) را امداد الهي و حقگويي و حقخواهي و عمل به حق و فضايل اخلاقي بسيار نيكو و وجود دعوت توحيدي آن حضرت در سرشت و فطرت مردم ميداند.4
فصل ششم: آيههاي شيطاني
فصل ششم با عنوان آيههاي شيطاني است كه از نظر متفكران و محققان غربي آياتي به داستان آيات شيطاني ربط داده ميشود. داستان بنابر روايت ابنسعد و طبري اينگونه نقل شده است كه در مقطعي خاص شيطان در دريافت وحي محمد(ص) دخالت ميكند و دخالت آن در سوره نجم بوده كه براساس اين داستان، حضرت محمد(ص) احساس ميكند كه دو آيه بر او نازل شده و سه خداي لات و عزي و منات بهعنوان رابط بين خداي واحد و مردم ميتوانند مورد پرستش قرار گيرند. اين داستان داراي سند معتبر نبوده و با نص آيات قرآن منافات دارد.5
فصل هفتم: هجرت، راه جديد
فصل هفتم كتاب به سال هجرت پيامبر (ص) اختصاص يافته است كه مولف در طي آن رنجهاي پيامبر را بازخواني ميكند ضمن اينكه به نقش ياران برجسته پيامبر نيز اشاره ميكند و در مواضعي به بررسي آيات قرآن از نقطهنظرات مختلف ميپردازد.6 نكته ديگري كه در اين فصل مورد توجه قرار گرفته مسأله معراج پيامبر است كه چگونگي انجام آن مورد سؤال و تأمل نويسنده قرار گرفته است. او در اين زمينه ديدگاههاي مختف را مورد بررسي و ارزيابي قرار داده است. ضمن اينكه اين واقعه را با حوادث مشابه در ساير اديان مقايسه ميكند. معراج در واقع به پيامبر فهماند كه او بيشتر از يك آگاهكننده عادي است بهرغم آنكه همانند ساير انسانها در روي زمين راه ميرود و زندگي ميكند.7
نكته خيلي مهمي كه در همين فصل مورد توجه قرار گرفته ازدواجهاي پيامبر(ص) است كه مؤلف نگرشهاي رايج در مغربزمين راجع به اين قضيه را بهشدت نقد ميكند. مؤلف داشتن زنان متعدد را از نقطهنظر سنتي و وضع اجتماعي عصر پيامبر مورد توجه و ارزيابي قرار داده است: اين بسيار نادرست است كه تصور كنيم پيامبر(ص) بدون در نظر گرفتن شخصيت خود و صرفاً براي لذت بيشتر، يك باغ بهشتي در روي زمين براي خود ساخته بود. برعكس، تعداد زنان زياد او نوعي رحمت الهي بهشمار ميرفت.8
مؤلف در ادامه به تحليل زيباييشناختي مسئله تعدد زوجات پيغمبر اكرم ميپردازد و اتهام شهوتگرايي نسبت به پيامبر(ص) را نقد و نفي ميكند و ثابت ميكند كه هيچ دليل و انگيزهاي وجود ندارد تا پيامبر اسلام(ص) بهخاطر زيبايي ظاهري و لذتپرستي با زنان متعدد ازدواج كرده باشد، زيرا بخش قابل توجهي از زنان پيامبر(ص) از نعمت زيبايي برخوردار نبودند. پس توجيهي ندارد كه پيامبر(ص) بهسبب لذتخواهي با آنها ازدواج كرده باشد.9
فصل هشتم: جنگ مقدس
فصل هشتم كتاب به جنگ مقدس اختصاص يافته است. مولف در اين فصل با طرح يك مسأله كه در غرب از اسلام بهعنوان دين خشونت ياد ميكنند، به نقد آن پرداخته و آن را وارونهنگري محض دانسته است.10 مضاف بر اينكه وي در اين موضوع اسلام و مسيحيت را نيز با هم مقايسه ميكند و رسانههاي گروهي و صاحبنظران غربي را به چالش ميكشاند و به نقد آنان ميپردازد.11
فصل نهم: صلح مقدس
فصل نهم فصل متناظر فصل هشتم است. اگر در فصل نهم جنگ مقدس طرح شده در فصل نهم صلح مقدس مورد توجه قرار گرفته است. مولف بر اين باور است كه نگرش پيامبر(ص) عوض شده بود لذا در صدد بود تا با همه كساني كه زماني با آنان از در جنگ وارد شده بوده از در صلح وارد شود. او در اين فصل صلحهاي پيامبر(ص) از جمله صلح حديبيه را مورد توجه قرار داده است.
فصل دهم: وفات پيامبر(ص)
فصل دهم كتاب به وفات پيامبر(ص) مربوط است. مولف بهمناسبت، جامعهاي را كه پيامبر(ص) ساخته مورد توجه قرار داده است و اعمال و رفتار ديني مسلمانان را بازخواني كرده است.
پينوشتها:
1-karen armstrong
2-محمد (ص) ـ ص 173
3-همان ، ص 87- 88
4-همان، ص 124
5-نك: قرآن كريم، سوره17، آيات 75تا77
6-همان، ص 188
7-همان، ص 191
8-همان، ص 194- 195
9-همان، ص 195
10-همان، ص 225
11-همان، ص 222

